|
فرهگ و اقتصاد مقاومتی
|
|
حشمت اله امینیان
کارشناس امور فرهنگی اداره کل زندانهای استان چهارمحال و بختیاری
.pdf |
.ppt |
.doc
|
امتیازدهی به این مقاله:
1391/06/23
نظرات شما (0)
|
|
|
خلاصه مقاله
درباره تعریف فرهنگ،
نظریات متعدد و گاه متناقضی وجود دارد. برخی با تأکید بر اکتسابی بودن فرهنگ آن را
چنین تعریف کردهاند: «مجموعه الگوها یا هنجارهای رفتاری است که از طریق یادگیری
از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد.» گاهی نیز فرهنگ را به «راه و رسم زندگی
جامعه» تعریف کردهاند. ماتیو آرنولد از متفکران اهل ادب انگلیس به جنبة آرمانی
فرهنگ و شکلگیری آن از مجموعه ارزشها توجه دارد از دیدگاه وی فرهنگ، عبارت است
از: «جستجوی کمال مطلق، به یاری قرار گرفتن بهترین اندیشهها و گفتهها در باب
مطالبی که بیشترین ارتباط را با ما دارد.»
وی مفهوم فرهنگ را به
عنوان اصلی که بر همة فعالیتهای جامعه نظارت دارد معرفی میکند. بومن نیز تعریفی
شبیه به تعریف آرنولد ارائه میکند. با این وجود بسیاری از جامعه شناسان بر تعریف
تایلر به عنوان جامعترین تعریف تأکید میورزند. وی میگوید: فرهنگ عبارت است از
مجموعه پیچیدهای از علوم، دانشها، هنرها، افکار و اعتقادات، قوانین و مقررات،
آداب و رسوم، سنتها و به طور خلاصه کلیه آموختهها و عاداتی که یک انسان به عنوان
عضو جامعه اخذ میکند.
با چشم پوشی از مباحث
مفصلی که در این مقام وجود دارد و با انتخاب دیدگاه حداکثری، میتوان فرهنگ را به
«کلیت همتافتة باورها، ارزشها، آرمانها، دانشها، هنرها، فنون، آداب و فعالیتهای
اجتماعی به عنوان بخش ذهنی فرهنگ؛ و تمدن به عنوان بخش عینی آن» تعریف کرد.
بنابراین تعریف، مهمترین ارکان واژه فرهنگ موارد ذیل میباشد:
الف. تعریف حداکثرى
از فرهنگ: در این تعریف علاوه بر داخل دانستن تمدن در فرهنگ، به بخش ذهنی فرهنگ
نیز نگاه حداکثری شده و آن را در بالاترین حد از تعامل با عوامل دیگر فرض کردهایم.
ب. نگاه سیستمى به
فرهنگ: در این تعریف فرهنگ، کلیت همتافتهای است که اجزای آن با یکدیگر ارتباط
سیستمی دارند. بنابراین اگر فرهنگ را یک سیستم بدانیم؛ مهندسى فرهنگ، مهندسى سیستم
فرهنگ است. یعنى براى مهندسى فرهنگی لازم است اجزاى فرهنگ را در جاى خودشان قرار
دهیم و تعامل آنها را به خوبى با هم برقرار کنیم.
|
|
کلمات کلیدی
اقتصاد مقاومتی
|
|
متن کامل مقاله
|
|
|
تعداد بازدید از این صفحه: 813
|